X
تبلیغات
نماشا
رایتل

جاذبه گردشگری ایران خرده‌فرهنگ‌هاست نه زیرساخت‌ها

جمعه 22 مهر 1390 ساعت 13:03
خرده ­فرهنگ­ها، شامل آداب و رسوم و افکار مردم جاذبه­های اصلی هستند که گردشگر می‌آورند و راهنمایان باید روحیه پژوهشگری داشته باشند تا این جزئیات را بیابند و به گردشگر منتقل کنند.    

خرده فرهنگ ها جاذبه اصلی گردشگری

 سیداحمد وکیلیان پژوهشگر و مدیر مسئول نشریه فرهنگ و مردم سخنان خود را در جلسه هفتگی انجمن صنفی راهنمایان گردشگری استان تهران با آیه 13 سوره حجرات آغاز کرد: «ای مردم ما شما را از نری و ماده­ای بیافریدیم، و شما را جماعت­ها و قبیله­ها کرده­ایم تا یکدیگر را بشناسید. هر آینه گرامی ترین شما نزد پروردگار پرهیزگارترین شماست». وقتی این آیه را بشکافیم می­بینیم که 1400 سال پیش این مسأله عنوان شده و در یکی دو قرن گذشته انسان­شناسان بعد از تجارب زیادی توانسته­اند راهکاری برای فرهنگ و اقوام پیدا کنند. از این آیه برابری انسان­ها در نظر خداوند مشخص می­شود و الا هیچ قومی بر دیگری رجحان ندارد. چقدر معنی این آیه با اهداف ما نزدیک است.
 
مدیر مسئول نشریه فرهنگ و مردم گفت: بحث راجع به ارتباط متقابل بین فرهنگ و گردشگری هست؛ چگونه می­توانیم از گردشگری به فرهنگ و از فرهنگ به گردشگری برسیم. هر کشور و هر سرزمینی بتواند این دو پدیده را با هم جمع کند و به کار ببرد مسلماً پیشرفت خواهد کرد و در صنعت گردشگری موفق خواهد شد.
 
وی افزود: بعضی­ها می­گویند ما به خاطر این که امکاناتی مانند اروپا نداریم، نمی­توانیم توریست داشته باشیم، این اشتباه محض است. اروپایی اگر بخواهند آن مسایل را داشته باشد خوب خودشان دارند ولی وقتی سفر می­کند، می­خواهد جاهای ندیده و نشناخته را ببیند. فرهنگ­های دیگر را دریافت کند. این وظیفه ماست که به بهترین نحو فرهنگ خودمان و آداب و رسوم و افکار را نشان بدهیم، ادا درنیاوریم. نکته اصلی اینجاست که نمی­توانیم داشته­های خود را نشان بدهیم و هیچ برنامه­ریزی صحیحی برای انجام این کار نداریم. اگر بتوانیم به این نکته برسیم مطمئن باشید می­توانیم بیشترین توریست به­ویژه توریسم را داشته باشیم.
 
فرهنگ مردم که به مرور تغییر می­کند، جاذبه اصلی گردشگری است
وکیلیان تأکید کرد: اگر سری به اصفهان بزنید، مسجد امام، شیخ لطف ­الله . یا سایر آثار تاریخی چند سال بعد تغییری نمی­کنند. پل سی­سه پل اگر خراب نشود همان است. آنچه که مهم است مردم هستند که هر سال عوض می­شوند یعنی اگر یک توریست به فاصله چند سال بیاید یک فرهنگ نو و رفتار دیگر می­بیند. کار و مسایل جدید می­بنید و برایش خیلی جذاب خواهد بود. پس میراث معنوی بسیار مهم­تر از میراث مادی است چون اگر یک خشت از تخت جمشید برداشته شود، صدای همه درمی­آید و داد و فریاد که میراث از بین رفت. اما این مادربزرگ­های ما که قصه می­گفتند، این قصه­ها چه شد؟ اصلاً فهمیدیم چگونه از یاد رفت؟ این همه قصه شیرین، آداب و رسوم و سنت­ها چه شد؟ آیا فهمیدیم چگونه از بین رفت؟
 
این پژوهشگر فرهنگ مردم به نوشیدنی­های سنتی کشور که می­توانند برای مسافر جذابیت داشته باشند اشاره کرد: عرقیات و نوشابه های خودمان چه شد، جایش کوکاکولا آمد. اصلاً فهمیدیم که ما همه چیز داشتیم و همه را از دست دادیم. بخش فرهنگ مردم به انسانی می­ماند که سرطان گرفته و هیچ مشخص نیست و از درون پژمرده شده و از بین می­رود. روزی می­فهمیم که دیگر چیزی از آن نمانده است.
 
وی از سنت کهن قصه­گویی گفت: 3 سال پیش پژوهشی داشتیم با عنوان ریشه­شناسی قصه­های مثنوی. برای هر قصه توانستیم مأخذ و ریشه­ها را در ایران و جهان پیدا کنیم. به همین دلیل دعوت شدیم به مرکز فرهنگی دانشگاه نروژ که  نزدیک به 10 سال است کنگره مولانا برگزار می­کند. در یکی از جلسات چند نفر آمدند قصه موسی و شبان را با کمال زیبایی و ظرافت بازی و دکلمه کردند؛ برای ما تعجب­آور بود.
 
سرزمین اصلی قصه، ایران است اما قصه ­گویی ندارد
وکیلیان ادامه داد: با آن گروه صحبت کردیم و فهمیدیم قصه­گو هستند و قصه تعریف می­کنند. کشور 5/4 میلیون نفری نروژ که 10 سال است بافرهنگ­ترین و ثروتمندترین کشور جهان انتخاب می­شود 2هزار قصه­گوی حرفه­ای دارد. می­روند به کافی­شاپ، رستوران، مهمانی­ها یا مجالس و برای مردم قصه تعریف می­کنند و مردم استقبال می­کنند ولی در کشور ما که نقال­ها، گوسان­ها و مادربزرگ­ها را داشتیم و قصه تعریف می­کردند الان یک قصه­گو هم نداریم. یکی از سرزمین­های اصلی قصه ایران است.
 
وی افزود: همین کشور نروژ اگر درِ چاه­های نفت را ببندد همچنان برای 300 سال ذخیره ارزی دارد. به طور معمول کسی که پول زیادی دارد هوس می­کند دکور خانه، خانه یا ماشین را عوض کند، یعنی موردی برای خرج کردن پول پیدا می­کند در حالی که در نروژ در شهر اسلو فقط دو ساختمان 10 طبقه وجود دارد یکی هتل و دیگری بانک است و بقیه همان ساختمان­های قدیمی است که حفظ شده­اند. یعنی نیامده­اند چون پول دارند بهانه­ای برای خرج کردن تعریف کنند و بافت شهری­شان تغییر کند. اتفاقاً توریست­ها می­روند که همین را ببینند. ساختمان­های بلند جهان را رها کرده و می­بیند ثروتمندترین کشور دنیا این طور زندگی می­کند و این جذاب است و هویت دارد. اگر ما آن خانه­ها و حیاط­ها با باغچه و درختان نارنج داشتیم، هویتی داشتیم.
 
سفره­های نذری یک نمونه از خرده­ فرهنگ­ها هستند
وکیلیان بر اهمیت فرهنگ معنوی تأکید کرد: چند سال پیش یک کودک آلمانی و بعد از آن یک کودک امریکایی هم­کلاسی­هایش را با تفنگ از بین برد. دادگاه آلمان مادر کودک را مقصر دانست که نتوانسته فرهنگ معنوی به کودک منتقل کند. از همان سال سازمان یونسکو طرح انتقال فرهنگ معنوی از مادر به کودک را مطرح کرد. اتفاقاً اولین دوره این همایش در ایران برگزار شد؛ حدود 20 کشور به ایران آمدند و تمام مهمانان خارجی زن بودند، مادر بودند در صورتی که تمام شرکت­کننده­های ایرانی مرد بودند و فقط یک زن در میان آنها بود. مهمانان می­خندیدند که طرح انتقال فرهنگ معنوی از مادر به کودک است چرا پدرها آمده­اند. و این یعنی هیچ چیز سر جای خودش نیست. خوب همه مسایل جمع می­شود و کشوری را تشکیل می­دهد که توریست می­آید. بیاید چه ببیند؟
 
وی به سفره­های نذری به عنوان خرده فرهنگ اشاره کرد: 5 سال پیش گروهی از دانشگاه اوزاکا آمدند و می­خواستند راجع به سفره­های نذری زنان ایرانی تحقیق کنند. چون در بررسی به این نتیجه رسیده بودند که مردم دنیا دچار بیماری­های روانی و افسردگی و بسیاری از تنش­های این گونه دچار هستند. حال دنبال خرده فرهنگ­هایی بودند که از این تنش­ها کم می­کند و دریافتند که سفره­های نذری راهی است برای تخلیه روانی زنان.
 
این پژوهشگر فرهنگ مردم نمونه­ای از کشور ژاپن آورد: هنگامی که برای ارائه پروژه تحقیقی سفره­های نذری به ژاپن رفته بودیم در شهر کیوتو باغی دیدیم که همه جا سفید بود، نزدیک شدیم، متوجه شدیم کاغذهای سفید را به درختان گره زده­اند مانند دخیل خودمان. جای دیگر چشمه­ی مقدسی بود و مردم از آب آن می­نوشیدند. همان زمان در اخبار شنیدیم درخت تنومندی را که مردم به آن پارچه یا دخیل گره می­زدند در شمال کشور به بهانه شرک، قطع کردند. در حالی که به نظر من درختان تنومند نشانه عظمت پروردگار هستند. در آلمان پردرخت، دور درخت تنومندی که پیش از این برای مردم مقدس بود، حصار کشیده­اند که کسی آسیب نرساند.
 
وکیلیان خاطرنشان ساخت: راهنما باید این جزئیات و خرده­فرهنگ­ها را به گردشگر نشان دهد و با غذاهای محلی پذیرایی کند. باید بگردیم خرده­فرهنگ­ها مانند نقالی یا نوروزخوانی را که در شهرهای مختلف داریم، پیدا کنیم و این ارتباطی هم به بخش دولتی ندارد تا بخواهیم منتظر بمانیم انجام شود.
 
وی از موارد جذاب اماکن تاریخی نیز گفت: چند وقت پیش به شهر کاشان رفته بودیم، راهنمای خانه طباطبایی­ها توضیحاتی درباره معماری داد، ولی ما دنبال داستان خانه و زندگی ساکنان آن بودیم نه عدد و رقم و معماری و شاه­نشین. مسجد امام تهران، تا به حال چند نفر سنگ نوشته­ی مسجد را که نشانه­ی مردم­داری شاه­عباس است به گردشگر نشان داده­اند که در آن آمده به میمنت ساخت مسجد، برخی مشاغل از پرداخت مالیات معاف­ شده­اند. کاری که دیگر نمی­بینیم، به عنوان مثال به میمنت ساخت برج میلاد نان را ارزان کنیم.
 
پژوهشگر فرهنگ مردم تأکید کرد: لازم است روحیه پژوهشگری بین هدایتگران تور ایجاد شود تا بتوانند به گردشگران منتقل کرده و جذابیت ایجاد کنند.


منبع: خبرگزاری میراث فرهنگی


نظرات (1)
دوشنبه 11 اسفند 1393 ساعت 21:24
بده
خیلی خیلی بده
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد